پیام
0912-935-7594
4 مهر 1401
پاسخ
.
گزینه 2 صحیح است.
نظریه جفری گری (Jeffrey Gray) در مورد حساسیت افراد نسبت به پاداش و تنبیه، بر اساس کارکردهای مغز و سیستمهای مختلف عصبی است
این نظریه توضیح میدهد که چگونه تفاوتهای فردی در ساختار و شیمی مغز، باعث میشود افراد به شیوههای متفاوتی به محرکهای پاداش (تقویت مثبت) و تنبیه (تقویت منفی) پاسخ دهند. این نظریه بر سه سامانه اصلی متمرکز است:
سیستم فعال ساز رفتاری (BAS):
این سیستم مسئول هدایت فرد به سمت اهداف و پاداشها است.
افرادی که این سیستم در آنها بسیار حساس است، نسبت به نشانههای پاداش (مثل پول، تأیید اجتماعی، موفقیت) واکنش شدیدی نشان میدهند. مغز آنها به طور کارآمدتری دوپامین ترشح میکند که این neurochemical با احساس لذت، motivation و یادگیری مرتبط است.
از نظر شخصیتی، این افراد معمولاً برونگراتر، تکانشگرتر و خوشبینتر هستند.
سیستم بازداری رفتاری (BIS):
این سیستم مانند یک "دکمه مکث" یا "ردیاب خطر" داخلی عمل میکند. وظیفه اصلی آن تشخیص تعارض (مثلاً بین یک هدف و یک مانع یا تنبیه) و ایجاد حالت اضطراب برای ارزیابی دوباره موقعیت است.
افرادی با BIS بسیار حساس، نسبت به نشانههای تنبیه، خطر و شکست بسیار هوشیارند. فعالیت در مدارهای عصبی مربوط به آمیگدال و هیپوکامپ در آنها بیشتر است.
از نظر شخصیتی، این افراد مستعد اضطراب، محتاط بودن و درونگرایی هستند.
سیستم جنگ/گریز (FFS):
این سیستم مسئول پاسخهای غریزی و فوری به تهدیدهای جدی و غیرقابل اجتناب است. وقتی BIS نتواند خطر را مدیریت کند، FFS فعال شده و پاسخ "جنگ یا گریز" کلاسیک را ایجاد میکند.
پایه عصبی آن بیشتر مربوط به آمیگدال و ساقه مغز است و با emotionهای خشم و ترس شدید مرتبط است.
جمعبندی نهایی:
نظریه جفری گری یک مدل عصب-روانشناختی است که شخصیت و رفتار انسان را ناشی از تعامل این سه سیستم عصبی میداند. تعادل یا عدم تعادل در حساسیت این سیستمها است که تعیین میکند چرا یک فرد ممکن است برای کسب یک پاداش کوچک risk کند (حساسیت بالای BAS)، در حالی که فرد دیگری به دلیل ترس از یک تنبیه احتمالی از یک فرصت بزرگ اجتناب میکند (حساسیت بالای BIS).
این نظریه پیوند قدرتمندی بین زیستشناسی مغز و روانشناسی شخصیت برقرار میکند.